X
تبلیغات
در جوانی پاک بودن شیوه پیغمبری است .

در جوانی پاک بودن شیوه پیغمبری است .

نشست های صمیمی جوانان صالح

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مهر 1391ساعت 22:1  توسط   | 

بســــم رب الـــمهــــدی

همیشه نشسته ایم و پشت سر هم برایش «باید» بافته ایم. لیست بلند بالایی از «باید»ها ساخته ایم تا او بیاید و همه شان را به تنهایی بر دوش بکشد و تمام درد های جامعه بشری را به تنهایی مداوا کند و تمام انتظارات ما را برآورد.

هر وقت از دنیا خسته می شویم، هر وقت مشکلی آزارمان می دهد، فارغ از این که چقدر بزرگ یا به کجا مربوط باشد، آهی می کشیم و می گوییم: «آقا می اید و همه مشکلات را حل می کند.»، «آقا که آمد باید فلان شخص را فلان کند»، «آقا که آمد باید این کار را این طور درست کند» و هزاران جور جملة جورواجور دیگر.

هر چه فکر می کنم یادم نمی اید جایی به خودم گفته باشم«آقا از من چه انتظاری دارد؟»
خوب که فکر می کنم، می بینیم ما شده ایم درست لنگه بنی اسرائیلی هایی که به موسایشان گفتند: «ما همین جا نشسته ایم؛ تو با خدایت برو و دشمنان را از ارض موعود بیرون کن؛ بعد ما می اییم و با آرامش در آن سرزمین زندگی می کنیم.»

انگار ما هم می خواهیم موسایمان را که می اید تا نجات مان دهد و از چنگال فرعون ها برهاند؛ تک و تنها، با خدایش به جنگ ها و سختی ها بفرستیم و منتظرش بمانیم تا با پیروزی برگردد و یک جهان پر از صلح و آرامش را دو دستی تقدیم مان کند.

ایا زمان آن نرسیده است که از خود بپرسیم «او از من چه انتظاری دارد؟»
.
شاید اگر او را بشناسم، انتظاراتش هم برایم شناختنی شوند:
.
* او منادی عدالت است؛ پس از من انتظار دارد، در سرزمین کوچک زندگی خودم، به هیچ کس ظلم نکنم؛ حتّی به خودم.

* او میراث دار رسالت آخرین پیامبر است. پیامبری که آمد تا دست بشر را در دست سعادت و پرواز بگذارد؛ پس از من انتظار دارد دستم را از دست سعادت بیرون نکشم
 و به او پشت نکنم و از مسیر رسالت دور نشوم.

* او امام قیام است؛ پس از من انتظار دارد آماده قیام باشم و گوش به زنگ حادثه. نه این که جمعه هایم را در تب و تاب دنیا در رختخواب فراموشی و بی خیالی به ظهر بسپارم و حتّی به نوای ندبه ای دلم را به صدای شیهة اسبی و چکاچک شمشیری وعده ندهم.
* او امام تکامل بشریت است؛ پس از من انتظار دارد در جادة تکامل و صعود راه بسپرم نه در بیراهة نقصان و نزول.

* او ساقی زلال ترین آب آفرینش است؛ پس از من انتظار دارد پیاله کوچکم را از گندابه هر بیغوله ای پر نکنم و به آلودگی هر فرهنگی در نیالایم.

* او امام حکمت و آگاهی و بصیرت است؛ پس از من انتظار دارد از چشمه های حکمت های آسمانی بنوشم و سرافراز آگاهی های متعالی باشم و هر گام زندگی ام را با بصیرتی شایسته ی پیروان او بردارم.

می دانم؛ همه این ها شوخی هستند. همه این ها از دست من بر می ایند. امّا نمی دانم چرا این حال و هوای بنی اسرائیلی این قدر به مزاق مان خوش می اید؟!

نمی دانم تا کی در این حال و هوا می مانیم؛ اما می دانم تا خودمان نخواهیم و ندانیم که چه باید بخواهیم، تا دنیا دنیاست، بشر روی آرامش را نخواهد دید.
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1391ساعت 16:24  توسط   | 

مباهات خداوند بر عبادت حضرت زهرا (س)




ابن‏عباس نقل مى‏كند: روزى پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله نشسته بود، كه به ترتيب امام حسن، امام حسين، حضرت فاطمه و حضرت على عليهم‏السلام به حضورش رسيده و در كنار او آرميدند... رسول خدا از ديدن آنان شروع به گريه كرد و مصائب آتى و ستمهاى وارده را بعد از رحلت خويش متذكر شد... آنگاه در مورد فاطمه چنين فرمود:

و اما ابنتى فاطمة فانها سيدة نساء العالمين من الاولين والاخرين و هى بضعة منى و هى نور عينى و هى ثمرة فؤادى و هى روحى التى بين جنبى و هى الحوراء الانسية متى قامت فى محرابها بين يدى ريها جل جلاله زهر نورها لملائكة السما كما يزهر نور الكواكب لاهل الارض و يقول اللَّه عز و جل لملائكته: يا ملائكتى! انظروا الى امتى فاطمة سيدة امائى قائمة بين يدى ترعد فرائصها من خيفتى و قد اقبلت بقلبها على عبادتى اشهدكم انى قد امنت شيعتها من النار...(1)

و اما دخترم فاطمه سرور زنان عالميان، از اولين و آخرين است. او پاره‏ى تن من و نور چشمم و ميوه‏ى دلم و روح و روان من مى‏باشد. فاطمه حورى است به صورت بشر، هرگاه او در محراب عبادت ظاهر شود و در پيشگاه خدا قرار گيرد، نورش بر ملائكه‏ى آسمانها مى‏تابد، همان طورى كه نور ستارگان بر اهل زمين مى‏درخشد، در آن حال خداوند به ملائكه‏اش مى‏فرمايد: اى ملائكه من! بنگريد به فاطمه عليهاالسلام سرور زنان و كنيزانم كه چگونه در برابر من به عبادت ايستاده؟ و چه‏سان از ترس و خشيت من مى‏لرزد؟ و با چه روح معنوى و حضور قلب مرا پرستش مى‏كند؟ من شما ملائكه‏ام را گواه مى‏گيرم كه پيروان واقعى او را در آتش نمى‏سوزانم.

اين حديث شريف آنهم از منابع معتبر اهل سنت مى‏رساند كه فاطمه عليهاالسلام در پيشگاه الهى چقدر ارزش دارد و چگونه پروردگار عالم به عبادت و نيايش او بر ملائكه مقربانش مباهات مى‏كند و با چه تعبيرهاى پرارزش از فاطمه عليهاالسلام تعريف مى‏كند و به روح عبادت و خضوع و خشوع وى و حضور قلبش تصريح مى‏نمايد؟!

پی نوشت:

1ـ فرائد السمطين، ج 2، ص 34، ش 371- جلاءالعيون، ج 1، ص 186-

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 21:51  توسط   | 

پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند:
آیا دلالت کنم شما را بر کسل ترین و دزدترین و بخیل ترین و جفاکارترین و عاجز ترین مردم؟
گفتند: بلی
پیامبر فرمودند:
بخیل ترین مردم کسی است که بر مسلمانی بگذرد و به او سلام نکند
کسل ترین مردم کسی است که سالم و بیکار باشد و ذکر خدا نمی کند نه به زبان نه به لب
دزدترین مردم کسی است که از نمازش بدزدد و این نماز را مانند یک پارچه کهنه به صورتش می زنند
عاجزترین مردم کسی است که از دعا کردن عاجز باشد
و جفاکار ترین مردم کسی است که ذکر من شود و بر من صلوات نفرستد
منبع: اثنی عشریه(ص 204)

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 21:22  توسط   | 

سلام‌هایی که جایز نیست؟!!!!


"سلام" اما نه همیشه!
ادب اسلامی سلام کردن سنت بسیار نیکو و پسندیده ای است که اسلام عزیز برای رشد و تعالی معنوی مسلمانان میان آنها توصیه نموده است اما با همه سفارشی که به سلام کردن و حتی سبقت در سلام دادن شده است، در مواردی از آن نهی شده است! یعنی سلام کردن ممنوع! شاید باور آن کمی دشوار باشد؛ عملی که پیامبر عزیز(صلی الله علیه و آله) در تمام عمر خویش از آن غفلت نفرمودند تا جایی که هیچ کس نتوانست در این مورد به ایشان سبقت بگیرد و حتی در سلام کردن به کودکان سفارش و توصیه های ویژه پیامبر(صلی الله علیه و آله) حاکی از اهمیت این موضوع است. اینجاست که معلوم می شود کسی جز اولیای الهی به ظرایف دین و شریعت آگاه نخواهد بود و جز ایشان نباید از کسی پیروی نمود. 

سلام کردن ممنوع!
امام صادق(علیه السلام) فرمودند: 
بر سه کس سلام لازم نیست:
1- بر کسی که با جنازه همراه است .
2- بر آن که به نماز جمعه می رود .
3- بر کسی که داخل حمام باشد .
امام صادق(علیه السلام) نقل می کنند که پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمودند: 
شما بر اهل کتاب یعنی یهود و نصاری سلام را آغاز نکنید و اگر آنها بر شما سلام کنند بگویید: "علیکم" و با آنها مصافحه نکنید و آنها را با کنیه صدا نزنید مگر آنکه مجبور باشید.
بر اساس این روایت شریف از امام صادق(علیه السلام) مؤسس مکتب جعفری و مروّج فقه شیعی سلام کردن بر این سه گروه از افراد نه تنها مستحب نمی باشد بلکه توصیه شده است از آن دوری شود و در واقع عدم استحباب سلام کردن برایشان وجود دارد.
در علت و فلسفه این موضوع شاید بتوان گفت که لازم است در این موارد سه گانه توجه فرد به موضوع و کاری باشد که در حال انجام آن است و لذا سلام کردن بر آنها لزومی ندارد. کسی که با جنازه همراه ا ست به مشایعت مسلمانی می رود که نیاز دارد به او توجه شود و برای ورودش به برزخ و عالم آخرت نیازمند توجه و دعاست پس باید کسی که همراه جنازه می رود تمام توجه خود را به او معطوف نماید و در حد خود به او کمک کند. سفرش را با خاطری آسوده آغاز نماید!
کسی هم که به نماز جمعه می رود برای یک مهمانی در روز عید جمعه حاضر می شود و باید تمام توجه خود را معطوف این موضوع نماید!
کسی هم که در حمام است، قدر مسلم مشغول کار شست وشوست پس سلام کردن به او لزومی ندارد!

ظریف کاری "سلام"!
اینجاست که معلوم می شود ظرافت های هر عملی در شریعت ولو عملی بسیار ساده و در ظاهر پیش پا افتاده چون "سلام کردن" را تنها خدا می داند و اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) و تنها در صورتی می توان مطمئن بود در مسیر صحیح گام برداشته می شود که در مسیری که آنها نشان می دهند گام برداشت و نعل به نعل پشت سر ایشان بود که پس و پیش افتادن از آنها گمراهی و خطاست و تنها ملازمت و همراهی و گوش به فرمان آنها بودن راه سعادت و خوشبختی را به همراه می آورد.

سلام های حرام!
در همین راستا در آداب سلام کردن در مواردی نه تنها لزومی ندارد سلام نمود بلکه حتّی سلام را آغاز نمودن حرام است! 
اصبغ بن نباته می گوید از امام علی(علیه السلام) شنیدم که می فرمود: 
6 گروه شایسته سلام نیستند:
1- یهود 
2- نصاری 
3- اهل نرد و شطرنج 
4- اهل مشروبات الکلی و موسیقی 
5- کسانی که فحش دادن به مادران را وسیله شوخی خود قرار می‌دهند. 
6- شاعرانی که افراد نالایق را مدح می‌کنند .
بر اساس این روایت شریف، پیام سلامتی و دوستی اسلامی بر این گروه ها جایز نیست و نباید آرزوی سلامتی و اظهار دوستی با آنها نمود که حرمت سلام کردن به آنها این موضوع را نشان می دهد. امام صادق(علیه السلام) نقل می کنند که پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمودند: شما بر اهل کتاب یعنی یهود و نصاری سلام را آغاز نکنید و اگر آنها بر شما سلام کنند بگویید: "علیکم" و با آنها مصافحه نکنید و آنها را با کنیه صدا نزنید مگر آنکه مجبور باشید.
همچنین سماعه گوید از امام صادق(علیه السلام) پرسیدم اگر مسلمانی نشسته باشد و یهودی یا مسیحی یا مشرکی بر وی سلام کند چگونه باید پاسخ دهد؟ حضرت فرمودند: بگوید «علکیم».
با توجه به این روایات شریفه معلوم می شود که سلام کردن و آغاز سلام بر گروه های که سلام و ارزشهای اسلامی را زیر پا می گذارند نه تنها مستحب نیست بلکه حرام هم هست! اهل کتاب حتی اگر از سر جنگ و ناسازگاری با مسلمانان نیز برنیایند اما در هر حال جز جامعه و امّت مسلمانان نیستند و از این الفت اسلامی که با سلام کردن آغاز می شود نباید برخوردار باشند. البته این به معنای آن نیست که اسلام سر جنگ با آنها را دارد! بلکه اهل کتابی که اهل جزیه باشند در بلاد اسلامی از امنیت برخوردارند و می توانند همزیستی مسالمت آمیز با مسلمانان را تجربه کنند اما شعار "سلام" خود مرزبندی میان مسلمانان و غیر مسلمانان در دوستی اسلامی است.
بر بی ادبان سلام نکنید!
گروههایی از مسلمانان نیز که ارزشهای اسلامی و اخلاقی را زیر پا می گذارند افرادی هستند که شایسته دریافت پیام صلح و دوستی و سلامتی نیستند!
ایشان گروه هایی هستند که اهل فساد و گناه در جامعه اند و امّت اسلامی با تحریم شعار سلام بر آنها اعلام می کند که جامعه را از وجود چنین افرادی بری می خواهد؛ کسانی که به آلات قمار می پردازند، کسانی که مشروبات الکلی می نوشند و یا اهل موسیقی و ابتذال هستند، گروههایی که عفت در کلام ندارد و از مدار اخلاقی و تعهّد بیرون شده اند! جامعه اسلامی آنها را نباید در خود بپذیرد. 
سخن پایانی ...
به نظر شما ما چقدر به آداب اسلامی پایبند هستیم؟! 
چقدر در ظرافتهای آداب اسلامی و مسائل شریعت دقت نظر داریم؟ 
و چقدر در رفتار و برخوردهای خود به اهل فن و اولیای الهی مراجعه می‌کنیم؟! ...
ن. رادفر
بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
فهرست منابع و مآخذ
1- آداب معاشرت از دیدگاه معصومین (علیه السلام)- محمدعلی فارابی و یعسوب عباسی
2- وسائل الشیعه الی تحصیل السّعاده- شیخ حر عاملی
3- بحارالانوار- علامه مجلسی (ره)
4- اصول کافی- شیخ کلینی (ره)

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 21:28  توسط   | 

احادیث و نکته های نابی که در زندگی من بسیار اثر گذار بودند(1)

به جرأت میگم از خوندن هیچ حدیثی تا این لحظه اینقدر لذت نبردم حدیثی هست از امام محمد باقر علیه السلام
ایشان می فرمایند: 
((هنگامی که خداوند ببینند بنده ای حسن نیت دارد ، او را در پناه خود حفظ می کند))


خدای من ، چقدر این حدیث لطیف و دل انگیز است، اولین باری که این حدیث را خواندم با خودم گفتم ما عجب خدای باحالی داریم، آدم کافی حقیقتاً برای دیگران خیر بخواد،قلبش برای مردم خیر بخواد و خدایی که به قلب بندگانش ناظرست در این زمان، ما را در پناه خودش حفظ میکند و حقیقتاً فقط خود خدا میدونه که در پناه خدا حفظ شدن یعنی چی و چه عظمتی در این عبارت نهفته است.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390ساعت 20:39  توسط   | 

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

عمریست که از حضور او جا ماندیم
در غربت سرد خویش تنها ماندیم
او منتظر است تا که ما بر گردیم
ماییم که در غیبت کبری ماندیم
[تصویر: %20موعود.jpg]

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1390ساعت 18:49  توسط   | 

حوالی ظهر بود، گرما بیداد می کرد، دشمن که از ارتفاعات قلاویزان تارانده شده بود با تمام قوا سعی در باز پس گیری ارتفاعات داشت، نور آفتاب به سود آنها بود ، رزمنده ها که تمام شب مشغول عملیات بودند در این ساعات کمی خسته به نظر می آمدند.

تدارکات نرسیده بود و بچه ها تشنه بودند در جاییکه فرمانده مقرر کرده بود ، خسته وتشنه کیسه های شن را پر می کردند تا از گزند ترکشهای توپ و خمپاره در امان باشند. سنگرها بدون سقف بود ، چون نه فرصتی برای این کار بود و نه خبری از تدارکات بود.
دوربینم را برداشتم و به قصد روحیه دادن به بچه ها و گرفتن عکس در مسیر خاکریز حرکت کردم.
صدای سوت توپ و خمپاره باعث می شد دائم که خیز بروم ، بچه های رزمنده دیگربه خوبی با این صداها آشنا هستند . گوشها عادت می کند و می توانی بفهمی که این صدای توپ از طرف خودی هاست یا دشمن تا بیجا خیز نروی!
نمی دانم برای چند دقیقه چه شد که عراقیها جهنمی به پا کردند و آنچنان آتشی روی ما ریختند که مدتی درازکش روی زمین ماندم و....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1390ساعت 22:10  توسط   | 

گفتگوی خدا با لیلی و مجنون

يک شبي مجنون نمازش را شکست          بي وضو در کوچه ليلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود      فارغ از جام الستش کرده بود
سجده اي زد بر لب درگاه او                         پُر ز ليلا شد دل پر آه او
گفت يا رب از چه خوارم کرده اي                  بر صليب عشق دارم کرده اي


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1390ساعت 22:0  توسط   | 

هفت چيز در صورتي که بدون هفت چيز ديگر باشد از استهزاء و مسخرگي است

امام ابوالحسن الرضا عليه‏السلام فرمود: .  
آن کس که به زبان، از خدا آمرزش طلبد و در دل از گناه کردن پشيمان نباشد، خود را به مسخره گرفته است.  
آن کس که از خدا درخواست توفيق و کارسازي کند، ولي کوشش و تلاش ننمايد خود را مسخره کرده است.  
آن کس که هوشياري و احتياط بجويد و پرهيز نکند خود را استهزاء کرده باشد.  
آن کس که از خدا بهشت بطلبد و بر شدايد و سختيها پايدار و شکيبا نباشد خود را استهزاء نموده است.  
آن کس که از آتش دوزخ به خدا پناه جويد و شهوات دنيا را ترک نکند خود را به مسخره گرفته است.  
آن کس که به ياد مرگ افتد وخود را مهياي آن نسازد خود را مسخره کرده است.  
آن کس که خدا را ياد کند و به ديدار او شايق نگردد خود را استهزاء نموده است.  

منبع: کتاب اربعين رضوي

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1390ساعت 11:23  توسط   | 

فلسفه وضو گرفتن چیست؟"



یک یهودی از حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) این سؤال را کرد و حضرت در جواب فرمودند : علت اینکه صورت باید شسته شود آن است که چون آدم با صورت رو به گناه آورد و علت شستن دست‌ها این است که چون با دست‌ها میوه‌ی ممنوعه را چید و علت این که سر باید مسح شود چون فکر گناه کرده و علت این که پاها باید مسح شود چون با آن‌ها به طرف گناه قدم برداشت.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 16:7  توسط   | 

شهيد عطری( سيد احمد پلارك)-«غسيل الملائكه»

نسيم جان فزاي فرزند راستين زهراء(س)-شهيد سيد احمد پلارك
تهران بزرگ با همهء عظمت و هواي آلوده اش شقايقهاي پرپري رادر جنوب خود (بهشت زهراء)دردل خاك ميهمان دارد كه هر مسافري رابه ياد حماسه هاي جاودانشان مياندازد.
رايحه دلپذ ير و مشام نواز معطري كه از خاك يك جوان بر مي خواست...




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 15:6  توسط   | 

شراب

ابلیس    شبی   رفت   به    بالین    جوانی     آراسته  با   شکل  مهیبی  سر  و بر  را

گفتا  که  منم  مرگ و   اگر   خواهی   زنهار     باید بگزینی  تو  یکی  زین  سه خطر  را

یا    آن   پدر   پیر   خودت   را   بکشی   زار       یا بشکنی از خواهر خود سینه  و سر را


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 14:44  توسط   | 

خاموش کردن آتش شهوت توسط مرد آهنگر

میرداماد در کتاب فضائل السادات از خط شهید ثانی علیه الرحمه و ایشان از کتاب مدهش ابن جوزی نقل کرده که یکی از صالحین وارد مصر شد آهنگری را ملاقات کرد که با دست خود آهن سرخ کرده را از کوره بیرون می آورد و حرارت آهن به او صدمه نمی رساند ، با خود گفت :


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 11:30  توسط   | 

مقاومت در برابر شهوت ، عزت است

نوشته اند که در بصره یک نفر بوده است  مشهور بوده به مردی که همیشه بوی عطر از او طالع بود از بدنش نه لباسش دائما بدنش بوی عطر میداد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 11:25  توسط   | 

گوهر شاد خانم وکارگر عاشق او ....

 مى خواست در کنار حرم امام رضا عليه السلام مسجدى بنا کند . چون مى خواست عمل صالحى انجام دهد به همه کارگران و معماران اعلام کرد دستمزد شما را دو برابر مى دهم ولى شرطش اين است  . .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 16:27  توسط   | 

مذاکره شیطان با حضرت یحیی


امام رضا (ع) : از پدران بزرگوارش نقل کرده که فرموده اند :  ابلیس از زمان آدم (ع) تا زمان حضرت مسیح (ع) به سراغ پیامبران می آمد و با آنان به گفتگو می پرداخت و از ایشان پرسش می نمود و با هیچ کدام به قدر حضرت یحیی سخن نمی  گفت. روزی ...



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 23:37  توسط   | 

مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ

سم رب الحسین علیه السلام

مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ        چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد

در آخرین سالی که مرحوم دری (١) در قید حیات بود، یک شب از دهه محرم (شب هشتم یا نهم) جوانی قبل از منبر از ایشان سؤال می کند که: مراد از این شعر چیست؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 23:35  توسط   |